prisme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁism\/

اسم

  1. چندوجهی که قاعده‌های آن دو چندضلعی مساوی و موازی هستند و اضلاع متناظر آنها توسط متوازی‌الاضلاع‌ها به هم متصل شده‌اند
  2. وسیله نوری که برای شکست و تجزیه نور به کار می‌رود و یک منشور مثلثی از شیشه سفید یا کریستال است
  3. مجموعه‌ای از تعصبات و احساسات

مثال‌ها