promettre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɔ.mɛtʁ\/

Conjugaison du verbe promettre

فعل

  1. قول دادن؛ شفاهی یا کتبی به کاری متعهد شدن
  2. خبر دادن؛ نشانِ چیزی بودن
  3. امید بخشیدن؛ آیندهٔ خوبی نشان دادن
  4. اطمینان دادن که چیزی چنین خواهد شد
  5. (ضمیری) به خود امید دادن؛ چشمِ چیزی داشتن
  6. (ضمیری) با خود عهد کردن؛ تصمیمِ قطعی گرفتن
  7. (ضمیری) خود را به کسی سپردن؛ نامزدِ کسی شدن
  8. مقدر کردن؛ به سرنوشتی سپردن

مثال‌ها