lumière

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ly.mjɛʁ\/

اسم

  1. نور
  2. مسیر نور
  3. آنچه روشن می‌کند و اشیا را قابل دیدن می‌سازد
  4. آنچه برای روشنایی به کار می‌رود
  5. جلوه‌های نور تقلیدشده در نقاشی
  6. روزنه
  7. سوراخ کوچک آتش‌زنه توپ یا تفنگ
  8. روزنه خروج آب از بدنه پمپ
  9. سوراخ کوچک مشاهده در ابزار ریاضی
  10. گودال در چوب برای پنهان کردن سر پیچ
  11. دهانه ورود باد به لوله
  12. شهرت و حضور رسانه‌ای
  13. هوش و روشنی ذهن
  14. دانش، معرفت؛ روشناییِ اندیشه
  15. روشنگری یا سرنخ دربارهٔ موضوعی
  16. دانشمندِ برجسته؛ چراغِ راهِ زمانهٔ خود
  17. مجرا؛ فضای داخلیِ یک لوله یا اندام (کالبدشناسی)
  18. هر وسیله روشنایی مانند لامپ
  19. چراغ راهنمایی
  20. چراغ جلوی خودرو
  21. طعم نامطلوب ناشی از نور در شراب یا آبجو

مثال‌ها