جمعیتی که دور از زادگاهِ خود مستقر شده تا آنجا شکوفا شود و پیوندهای ویژهٔ خود را با کشورِ مادر نگه میدارد.
سکونتگاهی که در سرزمینی جدا از کشورِ مادر بنیاد شده و همچنان وابستهٔ آن میماند.
گروه بزرگ مردمی از یک کشور دور یا نزدیک که ماندگار شده و در کشور میزبان با هم میمانند.
ندامتگاهی که هدفش بازپروریِ زندانیان از راهِ مشغول کردنِ آنها به کارهای کشاورزی است.
گروهی از جاندارانِ همگونه که با هم زندگی میکنند. بهویژه دربارهٔ مورچهها، موریانهها، سگآبیها و باکتریها به کار میرود.
مثالها
En cas de succès, j’aurais eu l’honneur d’imposer des noms français à des régions inconnues, de doter mon pays d’une colonie sur l’océan Pacifique, d’enlever le riche commerce des pelleteries à une puissance rivale, d’empêcher cette rivale de s’ouvrir un plus court chemin aux Indes, en mettant la France elle−même en possession de ce chemin. — در صورت موفقیت، افتخار تحمیل نامهای فرانسوی بر مناطق ناشناخته، اعطای مستعمرهای در اقیانوس آرام به کشورم، گرفتن تجارت غنی پوست از قدرت رقیب، و جلوگیری از گشودن راه کوتاهتری به هند توسط آن رقیب را داشتم، با قرار دادن خود فرانسه در تصاحب این راه.
Les rois norvégiens cessèrent de s’intéresser à la lointaine colonie ; la discorde survint ; des luttes naquirent, soit intestines, soit entre colons et esquimaux. — پادشاهان نروژی از مستعمره دور دست دست کشیدند؛ اختلاف پیش آمد؛ مبارزاتی چه داخلی و چه میان مهاجران و اسکیموها به وجود آمد.
Ces derniers ont découvert 57 sites d’anciennes colonies romaines révélant un réseau complexe d’établissements interconnectés, indiquant la présence d'un «empire caché» jusqu'ici inconnu, ont expliqué les archéologues à The Independent. — این پژوهشگران ۵۷ محوطه از مستعمرههای کهنِ رومی را کشف کردهاند که شبکهای پیچیده از سکونتگاههای بههمپیوسته را آشکار میکند و از حضورِ «امپراتوریای پنهان» که تا کنون ناشناخته بوده خبر میدهد؛ این را باستانشناسان به The Independent گفتند.
En 1814, les îles Féroë passèrent au Danemark. Cette colonie n’a d’importance que comme station de pèche. L’agriculture y est d’un maigre profit : […]. — در ۱۸۱۴، جزایر فارو به دانمارک واگذار شد. این مستعمره تنها به عنوان ایستگاه ماهیگیری اهمیت دارد. کشاورزی در آنجا سود ناچیزی دارد: […].
Mon père mit pied à terre et se trouva au mémorable combat que quinze cents Français, commandés par le brave Breton, de Bréhan comte de Plélo, livrèrent le 29 mai 1734, à quarante mille Moscovites, commandés par Munich. […] Son courage et son esprit d’ordre l’avaient fait connaître. Il passa aux Iles ; il s’enrichit dans la colonie et jeta les fondements de la nouvelle fortune de sa famille. — پدرم پیاده شد و در نبرد بهیادماندنی که هزار و پانصد فرانسوی به فرماندهی برتون شجاع، کنت دو برهان دو پللو، در ۲۹ مه ۱۷۳۴ با چهل هزار مسکوی به فرماندهی مونیخ انجام دادند، حضور یافت. […] شجاعت و روحیه نظم او را شناخته کرده بود. او به جزایر رفت؛ در مستعمره ثروتمند شد و پایههای ثروت جدید خانوادهاش را گذاشت.
Vers l’an 636 de Rome, le Sénat, sur l’avis de Lucius Crassus, ayant décidé qu’une colonie romaine serait établie à Narbonne, la lisière des Pyrénées fut bientôt munie de postes importants afin de conserver les passages en Espagne et de défendre le cours des rivières. — حدود سال ۶۳۶ روم، سنا به پیشنهاد لوسیوس کراسوس تصمیم گرفت مستعمره رومی در ناربون تأسیس شود، لبه پیرنه به زودی با پستهای مهم مجهز شد تا گذرگاههای اسپانیا حفظ و از جریان رودخانهها دفاع شود.