sémantique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\se.mɑ̃.tik\/

اسم

  1. مطالعه معنای کلمات و گزاره‌ها (معناشناسی).
  2. هنر حرکت دادن نیروها با استفاده از علائم.

صفت

  1. مرتبط با معنا و مفهوم واحدهای زبانی
  2. که معنا دارد؛ در وصفِ جمله، در برابرِ «بی‌معنا» (asémantique).

مثال‌ها