semence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\sə.mɑ̃s\/

اسم

  1. عنصر منشأ یک موجود زنده
  2. بذر، دانه برای کاشت
  3. اسپرم، مایع منی، نطفه
  4. نسل، زاد و ولد (در متون قدیمی)
  5. بذر، ریشه (مجازی به معنای عمل پایه‌گذار یک اتفاق، مثلاً بذر نفاق)
  6. اندام گیاه برای تکثیر (بذر)
  7. بخش تکثیرشده از طریق قلمه یا تقسیم
  8. بذر رویشی؛ گیاهی که از اندام‌های تخصصی تکثیر می‌شود (مثل غده سیب‌زمینی یا سیر)
  9. دانه یا غله‌ای که برای کاشت در نظر گرفته نشده است
  10. سنگ قیمتی بسیار ریز و کوچک (مانند مروارید ریز)
  11. میخ‌چه‌های ریز با سر پهن که در کفاشی و رویه‌کوبی استفاده می‌شود

صفت

  1. بذری؛ کشت‌شده با هدف تولید بذر

مثال‌ها