bouillon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bu.jɔ̃\/

اسم

  1. حبابی که هنگامِ جوشیدنِ مایع بر سطحِ آن پدید می‌آید.
  2. آب جوشانده گوشت، سبزی یا گیاهان دارویی.
  3. کود مایع حاصل از پوسیدن گیاهان در آب.
  4. امواج حاصل از آشفتگی مایع.
  5. خونریزی شدید از زخم یا دهان.
  6. رستوران سروکننده آبگوشت گاو.
  7. رستوران ارزان‌قیمت.
  8. چین‌های گرد پارچه برای زینت.
  9. نخ‌های طلایی یا نقره‌ای در منجوق‌دوزی.
  10. نسخه فروش‌نرفته کتاب یا روزنامه.
  11. حباب هوا درون شیشه یا فلز مذاب.
  12. تبخیر آب شور برای استخراج نمک.
  13. گوشت اضافی روی زخم.
  14. گروه فشرده ماهیان که سطح آب را به جوش می‌آورد.
  15. شدت و تندی.

مثال‌ها