bouillonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bu.jɔ.ne\/

Conjugaison du verbe bouillonner

فعل

  1. جوشیدن و حباب زدن مایع
  2. داشتن خشم فروخورده
  3. آشفته و پرجوش‌وخروش بودن.
  4. چین دادن به شکل حباب

مثال‌ها