premier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · قید · /\pʁə.mje\/

صفت

  1. اول، نخست (عدد ترتیبی متناظر با عدد ۱)
  2. که از نظر زمان، مکان، ترتیب یا مقام بر همه مقدم است
  3. که جلوتر قرار دارد، که در ابتدا می‌آید
  4. بهترین یا برجسته‌ترین
  5. با کیفیت عالی، درجه یک
  6. هر (اولین …ی که پیش بیاید)
  7. که ضروری است یا باید پیش از همه چیز باشد
  8. پیشین؛ نخستین (که قبلاً بوده)
  9. بیانگر آغاز یا طرح اولیه چیزی
  10. بیانگر ابتدا یا بخش اول یک دوره یا پدیده
  11. بیانگر نقش و جایگاه رهبر یا بالاترین رتبه در یک حرفه
  12. (ریاضی) اول: بدون مقسوم‌علیه جز ۱ و خودش (عدد اول)

اسم

  1. کسی که بر همه مقدم است، نفر اول
  2. اولین مورد از یک سری، مرتبط با مفهوم مبدأ
  3. سرپرست بخش در یک مغازه
  4. اول ماه، روز اول
  5. طبقه اول ساختمان
  6. هجای اول کلمه‌ای که موضوع معما (charade) است
  7. اولی (از دو موردِ گفته‌شده، در برابر «دومی»)
  8. نخست‌وزیر
  9. عدد اول

قید

  1. (قدیمی) نخست؛ پیش از هر چیز

مثال‌ها