آنچه به صنعتگران در مشاغل مختلف کمک میکند تا کار را در ارتفاع یا پایین نگه دارند تا راحتتر کار کنند
پشتیبان متحرک که نقاش روی آن تابلویی را که روی آن کار میکند قرار میدهد و تکیه میدهد
پشتیبان که سیمهای ساز زهی را بالا نگه میدارد
ماشینی با غلتک برای عبور کابلها از جایی به جای دیگر
ابزار شکنجه یا عذاب روی اسب چوبی
پشتیبان برای قرار دادن نامهها
علامتگذاری به شکل صلیب خوابیده
موقعیت دست روی میز بیلیارد
پشتیبان برای نگه داشتن سلاح گرم
پشتیبان برای حمل کالاهای سطوح صاف (صفحات چوبی، شیشهها، پنلهای بتنی پیشساخته و غیره)
مثالها
Sur chaque navire, […], les hommes amènent la vergue, la posent sur deux chevalets, ferlent la voile ; arc-boutés, ils font basculer les quatre cents kilos du mât trapu sur son emplanture, le couchent, sortent les avirons, les empoignent de leurs mains crispées par le froid, prennent la cadence de nage. Les Vikings remontent vers Rouen. — در هر کشتی، […], مردان دکل را پایین میآورند، آن را روی دو پایه قرار میدهند، بادبان را جمع میکنند؛ با تکیه به آن، چهارصد کیلو دکل کوتاه را روی پایهاش میچرخانند، آن را میخوابانند، پاروها را بیرون میآورند، آنها را با دستهای یخزدهشان میگیرند، ریتم پارو زدن را میگیرند. وایکینگها به سمت روان برمیگردند.
Et quand Hervé traversa le grand salon, où des panneaux en glaces alternaient avec des tentures de lampas blanc, où des statues de marbre posées sur des socles d’ébène coudoyaient des tableaux de maîtres placés sur des chevalets dorés, où de vastes fauteuils-duchesse entouraient majestueusement la cheminée, Hervé revit par la pensée les sévères boiseries de chêne, les meubles vermoulus et les portraits d’ancêtres de la grande galerie où son père recevait les châtelains des environs. — و چون اِروه از تالارِ بزرگ گذشت، جایی که قابهای آینه با پردههای ابریشمِ سفید در هم میآمیخت، جایی که تندیسهای مرمرین بر پایههای آبنوس در کنارِ تابلوهای استادان بر سهپایههای زراندود ایستاده بودند، و صندلیهای بزرگِ راحتی باشکوه گردِ آن را گرفته بودند.
Sa table, son chevalet, son manche, son fond en érable, le sillet d’ébène, les chevilles qui sont en buis, tout est magnifique dans cet instrument de musique. — صفحهاش، خرکش، دستهاش، پشتش از افرا، زین آبنوس، گیرههایی که از شمشاد هستند، همه چیز در این ساز موسیقی باشکوه است.
Les patients se groupent comme ils peuvent sur ce chevalet d’une nouvelle espèce, auprès duquel les grils de saint Laurent et de Guatimozin sont des lits de roses, car il était du moins possible de s’y retourner. — بیماران هر طور که میتوانند روی این دستگاه شکنجهای از گونهای جدید جمع میشوند، که در کنار آن، کبابهای سنت لوران و گواتیموزین تختهای گل رز هستند، زیرا حداقل ممکن بود در آن بچرخند.
Pendant mille ans nous avons garrotté l’humanité sur les chevalets ensanglantés ; de nouveau nous lui tenaillerons les chairs avec des fers rougis pour que la foi pénètre en son cœur. — به مدت هزار سال بشریت را روی این دستگاههای خونین بستهایم؛ دوباره با آهنهای سرخشده گوشتشان را میفشاریم تا ایمان به قلبشان نفوذ کند.
Dans ce livre, peinture des malheurs qu’endurèrent les chrétiens sous la persécution romaine, est racontée l’histoire – avec une gravure à l’appui – d’une jeune vierge qu’on supplicie, liée à un chevalet, en lui désarticulant peu à peu bras et jambes. — در این کتاب، نقاشی بدبختیهایی که مسیحیان زیر آزار رومی تحمل کردند، داستان – با پشتیبانی یک حکاکی – دوشیزه جوانی روایت میشود که شکنجه میشود، به دستگاهی بسته شده، و کمکم دست و پاهایش از جا درآورده میشود.