ton

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · سایر · /\tɔ̃\/

اسم

  1. تُن؛ صدایی با بسامد معیّن
  2. لحن؛ کیفیت صدا
  3. پرده (فاصله موسیقی)
  4. گام؛ تونالیته
  5. تُن؛ آهنگ هجا
  6. لحن؛ شیوه بیان
  7. سایه رنگ؛ تُن رنگ
  8. رنگ‌مایه؛ خاصیت رنگ

سایر

  1. صفتِ ملکی که دارنده‌اش دوم‌شخصِ مفرد است و چیزِ دارایی مذکرِ مفرد
  2. صفتِ ملکی که دارنده‌اش دوم‌شخصِ مفرد است و چیزِ دارایی مؤنثِ مفرد؛ صورتِ جایگزینِ شکلِ مؤنث که وقتی واژهٔ پس از آن با مصوت یا هایِ ناخوانا آغاز شود برای پیوندِ اجباریِ آوایی به کار می‌رود

مثال‌ها