para-
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
سایر · /\pa.ʁa\/
سایر
نشاندهنده مفهوم کنار چیزی، نه کاملاً
نشاندهنده مفهوم معنای نزدیک
برای نشان دادن موقعیت ۱،۴ روی حلقه بنزنی
نشاندهنده مفهوم ناهنجاری (کنار هنجار)
مثالها
paraphlébite, paragouvernemental.
paracompact
paraphilie.
Mots liés
parapluie
parasite
parachute
paralysé
parallèle
paroisse
paranoïa
paralysie
paradoxe
para
parodie
parabole
pare-
anti-
parabase
paraboler
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی