tourmenter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tuʁ.mɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe tourmenter

فعل

  1. عذاب جسمی وارد کردن.
  2. درد ناشی از بیماری، عمل جراحی یا حادثه کوچک وارد کردن.
  3. زحمت، دردسر یا نگرانی ایجاد کردن.
  4. خیلی اذیت کردن؛ آزار دادن.
  5. چیزی را به هم ریختن، جستجو کردن.
  6. نگران شدن.

مثال‌ها