surmonter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\syʁ.mɔ̃.te\/

Conjugaison du verbe surmonter

فعل

  1. بالا رفتن.
  2. در قله قرار گرفتن، بر فراز چیزی سلطنت کردن.
  3. پیروز شدن؛ مهار کردن.
  4. برتر بودن.

مثال‌ها