suffire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sy.fiʁ\/

Conjugaison du verbe suffire

فعل

  1. از عهدهٔ کاری برآمدن، برای هدفی بسنده بودن
  2. نیاز کسی را برآوردن، برای کسی کافی بودن
  3. (il suffit de) کافی بودن که…، همین بس که…
  4. سببِ کافیِ چیزی بودن؛ برای رخ دادن چیزی بس بودن
  5. بس بودن؛ دیگر نیازی به ادامه نبودن (ça me suffit)
  6. بس است! دیگر بس؛ حرفش را نزنیم
  7. به اندازهٔ کافی بودن، کفایت کردن
  8. (se suffire) خرج خود را درآوردن، روی پای خود ایستادن
  9. خودبسنده بودن، بی‌نیاز از دیگران بودن

مثال‌ها