satisfaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sa.tis.fɛʁ\/

Conjugaison du verbe satisfaire

فعل

  1. راضی کردن، خشنود کردن.
  2. جبران کردن؛ دلجوییِ مورد انتظار را از کسی به عمل آوردن.
  3. خوشایندِ کسی بودن.
  4. انجام دادن؛ از عهدهٔ تعهدی برآمدن، شرطی را برآوردن.
  5. نکته: Satisfaire همیشه وقتی با مفعول غیرمستقیم همراه است با حرف اضافه à می‌آید.
  6. میلِ خود را برآوردن؛ به چیزی قناعت کردن.

مثال‌ها