souche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\suʃ\/

اسم

  1. کنده درخت
  2. زمین‌ساقه، ریزوم
  3. پایه یا ساقه گیاه چندساله
  4. کنده (کنایه از بی‌حرکتی و سکون)
  5. آدم ابله و بی‌تحرک
  6. بخش اصلی یک چوب‌خط حسابداری
  7. ته‌سند، ته‌برگ (بخش باقی‌مانده در دفتر)
  8. رسید خرید
  9. پایه یا شالوده یک سازه
  10. اصل، منشأ، منبع
  11. ریشه شجره‌نامه، جد، نیای مشترک
  12. نیای یک خانواده بیولوژیکی یا یک گونه
  13. دودمان، نسل
  14. سویه (در میکروب‌شناسی)
  15. ریشه واژه، اتمون
  16. درخت تصمیم تک‌سطحی

مثال‌ها