جنسی؛ مربوط به جنس، یعنی نر و ماده بودن، در انسان، جانوران و گیاهان.
مربوط به تمایلات جنسی (سکسوالیته).
کسی که دوست دارد عشقبازی کند؛ کسی که این غریزه را در دیگری تحریک میکند (شهوانی / جذاب).
مثالها
Les parties sexuelles. — اندامهای جنسی.
Lorsque l’homosexualité intégrera la normalité, il faudra alors instituer le régime isosexuel où tous les rôles sexuels seront abolis. — وقتی همجنسگرایی به هنجار تبدیل شود، آنگاه باید رژیم همجنسگرایانهای برقرار کرد که در آن همه نقشهای جنسی لغو شوند.
Les différences sexuelles. — تفاوتهای جنسی.
Depuis les Hervieu, les Bernstein, les Marguerite^([sic]), les Paul Adam, les Pierre Louys et leur séquelle de journalistes caudataires, prêchèrent l’émancipation sexuelle, le bris des tenailles et le culte d’Aphrodite. — از زمان ارویو، برنشتاین، مارگریت^[sic]، پل آدام، پیر لویی و دنبالهروهایشان از روزنامهنگاران دنبالهرو، به رهایی جنسی، شکستن انبرها و پرستش آفرودیت موعظه کردند.
[…] où l’on découvre que les hommes préhistoriques ne jouaient pas uniquement à « Moi Tarzan, toi Jane ». Leurs pratiques sexuelles étant nettement plus variées. Homosexualité, zoophilie, masturbation… — […] جایی که کشف میشود که انسانهای ماقبل تاریخ صرفاً به «من تارزان، تو جین» بازی نمیکردند. اعمال جنسی آنها به طور قابل توجهی متنوعتر بود. همجنسگرایی، حیواندوستی، خودارضایی…
Il potassait à la chandelle, au gué, au gué
Des traités de maintien sexuel, au gué, au gué. — او زیر شمع، در گدار، در گدار
رسالههای حفظ جنسی را مطالعه میکرد، در گدار، در گدار.