savant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\sa.vɑ̃\/

صفت

  1. بسیار دانا و آگاه در علم و دانش. (عالم، دانشمند)
  2. آثاری که دارای بار علمی و دانش هستند. (اثر علمی، عالمانه)
  3. کاملاً آگاه و ماهر در یک کار خاص. (وارد، بامهارت)
  4. حیوانات آموزش‌دیده برای انجام حرکات خاص. (دست‌آموز و باهوش)
  5. کسی که چیزهایی را می‌داند که نباید بداند. (زرنگ و باخبر از رازها)
  6. کارهایی که نیازمند هنر و مهارت است. (ماهرانه، استادانه)

اسم

  1. مرد عالم، کسی که دانش زیادی دارد. (دانشمند)
  2. عالم‌نما: فرد فخرفروش و پرمدعا در علم.
  3. کسی که با دانش و تحقیقات خود به پیشرفت علم کمک می‌کند؛ شخصیت بزرگ علمی. (پژوهشگر، دانشمند)

مثال‌ها