régénération

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.ʒe.ne.ʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. بازتولید، بازسازی
  2. نوسازی اخلاقی، احیا
  3. تولد دوباره (در غسل تعمید)
  4. زایشگر، تولید ایزوتوپ شکافت‌پذیر (در فیزیک هسته‌ای)
  5. رویش مجدد بذرها
  6. احیای جنگل
  7. بازسازی فیلتر ذرات (در خودرو)

مثال‌ها