régime alimentaire
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
مجموعه عادات غذایی یک فرد یا گروه، خواه انتخابی یا تجویزی، بهویژه بر اساس ملاحظات سلامت، فرهنگ، دین یا ترجیحات شخصی.
Mots liés
régime de tarissement non influencé
régime réduit
régiment
régimentaire
régimer
regina
reginglard
région
régional
régional
régionale
régionalisme
régionaliste
régionaliste
régions
régir
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی