rattraper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.tʁa.pe\/

Conjugaison du verbe rattraper

فعل

  1. دوباره گرفتن؛ چیزی را که از دست می‌رفت گرفتن، مثلاً توپ یا کسی که می‌افتد.
  2. به کسی رسیدن؛ خود را به کسی که جلو افتاده بود رساندن.
  3. جبران کردن؛ آنچه را از دست داده بودیم دوباره به دست آوردن، مثلاً عقب‌ماندگی را.
  4. دوباره گیر انداختن.
  5. دوباره در دام انداختن یا فریب دادن.
  6. دربارهٔ پیامدِ کارها: سرانجام گریبانِ کسی را گرفتن.
  7. خود را نگه داشتن؛ به چیزی چنگ زدن تا نیفتد.
  8. اشتباهی را که داشتیم می‌کردیم جبران یا تعدیل کردن؛ درستش کردن.
  9. جبران کردن؛ آنچه را از دست داده‌ایم دوباره به دست آوردن.

مثال‌ها