دوستان دروغین (faux amis)
دوستِ دروغین واژهای است که آشنا به نظر میرسد ولی معنایش آن نیست که فکر میکنید. فارسیزبانها از دو سمت آسیب میبینند: واژههایی که شبیه انگلیسیاند، و واژههایی که فارسی از فرانسه گرفته ولی معنایشان در فارسی جابهجا شده.
در یک نگاه
آشنا بودن دلیلِ درست بودن نیست
- actuellementدر حالِ حاضر — نه «واقعاً»
- librairieکتابفروشی — نه کتابخانه
- sensibleحساس — نه عاقل
دوستانِ دروغینِ انگلیسی
اگر فرانسه را از راهِ انگلیسی یاد گرفتهاید — که بیشترِ فارسیزبانها گرفتهاند — این فهرست مهمترین بخشِ این صفحه است.
| واژه | در فرانسه یعنی | بهاشتباه فکر میکنید |
|---|---|---|
| actuellement | در حالِ حاضر | actually — در واقع |
| éventuellement | احتمالاً، در صورتِ لزوم | eventually — سرانجام |
| sensible | حساس، زودرنج | sensible — عاقل |
| librairie | کتابفروشی | library — کتابخانه |
| assister à | حاضر بودن در | to assist — کمک کردن |
| attendre | منتظر ماندن | to attend — شرکت کردن |
| demander | پرسیدن، خواستن | to demand — مطالبه کردن |
| rester | ماندن | to rest — استراحت کردن |
| blesser | زخمی کردن | to bless — برکت دادن |
| journée | روز (کلِ روز) | journey — سفر |
دوستانِ دروغینِ فارسی
واژههایی که فارسی از فرانسه گرفته ولی معنایشان در راه عوض شده. اینها موذیترند، چون هیچ حسِ بیگانگی ایجاد نمیکنند.
| واژه | در فارسی | در فرانسه |
|---|---|---|
| کنکور — concours | آزمونِ ورودیِ دانشگاه | هر مسابقهٔ رقابتی |
| مانتو — manteau | پوششِ بلندِ زنانه | پالتو |
| گارسون — garçon | پیشخدمت | پسر |
| سرویس — service | وسیلهٔ نقلیه، ظرف | خدمت |
| شانس — chance | بخت | بخت، ولی بیشتر «فرصت» |
| ژست — geste | ادا و اطوار | حرکتِ دست، اقدام |
| فامیل — famille | خویشاوند | خانواده |
| پرستیژ — prestige | کلاس، تشخص | اعتبار، حیثیت |
| دوش — douche | حمام کردن | دوش (وسیله) |
| کادر — cadre | گروهِ کارکنان | قاب، چارچوب، مدیرِ میانی |
چند مورد که سوءتفاهمِ واقعی میسازند
همهٔ دوستانِ دروغین یکسان نیستند؛ بعضی فقط جمله را عجیب میکنند و بعضی معنای کاملاً دیگری میرسانند.
| اگر بگویید | شنیده میشود | منظورتان بود |
|---|---|---|
| Je suis excité. | برانگیختهٔ جنسیام | Je suis enthousiaste. |
| Je suis plein. | مستام | J’ai bien mangé. |
| Je suis chaud. | پایهام / حشریام | J’ai chaud. |
| Garçon ! | هی پسر! | S’il vous plaît ! |
| Je suis introduit. | (معنای نامناسب) | Je me présente. |
برای فارسیزبانها
فارسیزبانها در این موضوع موقعیتِ ویژهای دارند: از دو سمت در معرضِ خطرند. یک سمت انگلیسی است، که بیشترِ ما فرانسه را از راهِ آن یاد گرفتهایم. سمتِ دیگر خودِ فارسی است، که صدها واژهٔ فرانسوی را وام گرفته و بعضیشان را جابهجا کرده.
صفحهٔ «واژههایی که از قبل بلدید» میگوید این سرمایه چقدر بزرگ است. این صفحه هزینهاش را میگوید. هر دو درستاند: چند صد واژه را از پیش میشناسید، و چند ده تایشان معنایشان دقیقاً همان نیست.
روشِ عملی و ساده: هر واژهای که خیلی آشنا به نظر میرسد، یک بار در دیکشنری چک کنید. حدسِ شما در بیشترِ موارد درست است — ولی همان چند درصدِ باقیمانده دقیقاً جایی است که سوءتفاهم ساخته میشود، و چون با اطمینان گفتهاید، کسی هم تصحیحتان نمیکند.
و یک هشدارِ اجتماعی: ردیفهای جدولِ آخر شوخی نیستند. «Je suis excité» را زبانآموزان مرتب میگویند و معنایش در فرانسه چیزِ دیگری است. اگر میخواهید بگویید هیجانزدهاید، بگویید «je suis enthousiaste» یا «j’ai hâte».
اشتباههای رایج
Je vais à la librairie pour emprunter un livre.
Je vais à la bibliothèque pour emprunter un livre.
librairie کتابفروشی است؛ کتابخانه bibliothèque.
Actuellement, je ne suis pas fatigué.
En fait, je ne suis pas fatigué.
actuellement یعنی «در حالِ حاضر»، نه «در واقع».
Je suis excité de vous rencontrer.
Je suis ravi de vous rencontrer.
excité در فرانسه بارِ جنسی دارد.
J’ai assisté mon ami.
J’ai aidé mon ami.
assister à یعنی حاضر بودن؛ کمک کردن aider است.
Il est très sensible — il comprend vite.
Il est très raisonnable.
sensible یعنی حساس و زودرنج، نه عاقل.
Ma famille est venue. (منظور: خویشاوندان)
Ma famille / mes proches sont venus.
famille در فرانسه خانوادهٔ نزدیک است؛ «فامیل» فارسی گستردهتر است.
نکتههای بیشتر
دوستانِ دروغینِ نیمه
بعضی واژهها در یک معنا با انگلیسی یکیاند و در معنای دیگر نه — که از دوستِ دروغینِ کامل گیجکنندهترند.
| واژه | معنای مشترک | معنای اضافه در فرانسه |
|---|---|---|
| important | مهم | بزرگ، قابلِ توجه (une somme importante) |
| expérience | تجربه | آزمایش |
| contrôler | کنترل کردن | بازرسی کردن |
| formidable | عالی | (در انگلیسی: مهیب) |
چرا اینقدر واژهٔ مشترک با انگلیسی هست
بعد از ۱۰۶۶ و فتحِ انگلستان به دستِ نورمنها، هزاران واژهٔ فرانسوی وارد انگلیسی شد. به همین دلیل دو زبان دایرهٔ واژگانِ مشترکِ بزرگی دارند.
ولی نهصد سال گذشته و معناها در هر دو زبان مستقل حرکت کردهاند. شباهت واقعی است؛ یکسانی نه.