تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A2

دوستان دروغین (faux amis)

دوستِ دروغین واژه‌ای است که آشنا به نظر می‌رسد ولی معنایش آن نیست که فکر می‌کنید. فارسی‌زبان‌ها از دو سمت آسیب می‌بینند: واژه‌هایی که شبیه انگلیسی‌اند، و واژه‌هایی که فارسی از فرانسه گرفته ولی معنایشان در فارسی جابه‌جا شده.

در یک نگاه

آشنا بودن دلیلِ درست بودن نیست

دوستانِ دروغینِ انگلیسی

اگر فرانسه را از راهِ انگلیسی یاد گرفته‌اید — که بیشترِ فارسی‌زبان‌ها گرفته‌اند — این فهرست مهم‌ترین بخشِ این صفحه است.

واژهدر فرانسه یعنیبه‌اشتباه فکر می‌کنید
actuellementدر حالِ حاضرactually — در واقع
éventuellementاحتمالاً، در صورتِ لزومeventually — سرانجام
sensibleحساس، زودرنجsensible — عاقل
librairieکتاب‌فروشیlibrary — کتابخانه
assister àحاضر بودن درto assist — کمک کردن
attendreمنتظر ماندنto attend — شرکت کردن
demanderپرسیدن، خواستنto demand — مطالبه کردن
resterماندنto rest — استراحت کردن
blesserزخمی کردنto bless — برکت دادن
journéeروز (کلِ روز)journey — سفر

دوستانِ دروغینِ فارسی

واژه‌هایی که فارسی از فرانسه گرفته ولی معنایشان در راه عوض شده. این‌ها موذی‌ترند، چون هیچ حسِ بیگانگی ایجاد نمی‌کنند.

واژهدر فارسیدر فرانسه
کنکور — concoursآزمونِ ورودیِ دانشگاههر مسابقهٔ رقابتی
مانتو — manteauپوششِ بلندِ زنانهپالتو
گارسون — garçonپیشخدمتپسر
سرویس — serviceوسیلهٔ نقلیه، ظرفخدمت
شانس — chanceبختبخت، ولی بیشتر «فرصت»
ژست — gesteادا و اطوارحرکتِ دست، اقدام
فامیل — familleخویشاوندخانواده
پرستیژ — prestigeکلاس، تشخصاعتبار، حیثیت
دوش — doucheحمام کردندوش (وسیله)
کادر — cadreگروهِ کارکنانقاب، چارچوب، مدیرِ میانی

چند مورد که سوءتفاهمِ واقعی می‌سازند

همهٔ دوستانِ دروغین یکسان نیستند؛ بعضی فقط جمله را عجیب می‌کنند و بعضی معنای کاملاً دیگری می‌رسانند.

اگر بگوییدشنیده می‌شودمنظورتان بود
Je suis excité.برانگیختهٔ جنسی‌امJe suis enthousiaste.
Je suis plein.مست‌امJ’ai bien mangé.
Je suis chaud.پایه‌ام / حشری‌امJ’ai chaud.
Garçon !هی پسر!S’il vous plaît !
Je suis introduit.(معنای نامناسب)Je me présente.

برای فارسی‌زبان‌ها

فارسی‌زبان‌ها در این موضوع موقعیتِ ویژه‌ای دارند: از دو سمت در معرضِ خطرند. یک سمت انگلیسی است، که بیشترِ ما فرانسه را از راهِ آن یاد گرفته‌ایم. سمتِ دیگر خودِ فارسی است، که صدها واژهٔ فرانسوی را وام گرفته و بعضی‌شان را جابه‌جا کرده.

صفحهٔ «واژه‌هایی که از قبل بلدید» می‌گوید این سرمایه چقدر بزرگ است. این صفحه هزینه‌اش را می‌گوید. هر دو درست‌اند: چند صد واژه را از پیش می‌شناسید، و چند ده تایشان معنایشان دقیقاً همان نیست.

روشِ عملی و ساده: هر واژه‌ای که خیلی آشنا به نظر می‌رسد، یک بار در دیکشنری چک کنید. حدسِ شما در بیشترِ موارد درست است — ولی همان چند درصدِ باقی‌مانده دقیقاً جایی است که سوءتفاهم ساخته می‌شود، و چون با اطمینان گفته‌اید، کسی هم تصحیحتان نمی‌کند.

و یک هشدارِ اجتماعی: ردیف‌های جدولِ آخر شوخی نیستند. «Je suis excité» را زبان‌آموزان مرتب می‌گویند و معنایش در فرانسه چیزِ دیگری است. اگر می‌خواهید بگویید هیجان‌زده‌اید، بگویید «je suis enthousiaste» یا «j’ai hâte».

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

دوستانِ دروغینِ نیمه

بعضی واژه‌ها در یک معنا با انگلیسی یکی‌اند و در معنای دیگر نه — که از دوستِ دروغینِ کامل گیج‌کننده‌ترند.

واژهمعنای مشترکمعنای اضافه در فرانسه
importantمهمبزرگ، قابلِ توجه (une somme importante)
expérienceتجربهآزمایش
contrôlerکنترل کردنبازرسی کردن
formidableعالی(در انگلیسی: مهیب)
چرا این‌قدر واژهٔ مشترک با انگلیسی هست

بعد از ۱۰۶۶ و فتحِ انگلستان به دستِ نورمن‌ها، هزاران واژهٔ فرانسوی وارد انگلیسی شد. به همین دلیل دو زبان دایرهٔ واژگانِ مشترکِ بزرگی دارند.

ولی نهصد سال گذشته و معناها در هر دو زبان مستقل حرکت کرده‌اند. شباهت واقعی است؛ یکسانی نه.

واژه‌های این درس