تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A1

واژه‌هایی که از قبل بلدید

فارسی در سدهٔ گذشته صدها واژه از فرانسه وام گرفته است؛ از آسانسور و مانتو تا کنکور و شوفاژ. یعنی پیش از شروعِ درسِ اول، چند صد واژهٔ فرانسه را می‌شناسید. این صفحه آن‌ها را کنارِ هم می‌گذارد و نشان می‌دهد تلفظشان کجا از فرانسه فاصله گرفته.

در یک نگاه

مرسی · آسانسور · مانتو · شوفاژ · کنکور · دوش · کراوات

چرا این‌همه واژهٔ فرانسوی؟

در دورهٔ قاجار و پهلوی، فرانسه زبانِ اولِ ارتباط با غرب بود: نخستین دانشجویانِ اعزامی به فرانسه رفتند، دارالفنون بر الگوی فرانسوی ساخته شد، و واژه‌های فنی و اداری و شهری از همان راه وارد فارسی شد. انگلیسی خیلی بعدتر آمد.

نتیجه‌اش این است که فارسی‌زبان یک سرمایهٔ واژگانی دارد که انگلیسی‌زبان ندارد — و معمولاً از داشتنش خبر ندارد.

خانه و زندگیِ روزمره

فارسیفرانسهمعنی
آسانسورascenseurآسانسور
شوفاژchauffageسیستمِ گرمایش
دوشdoucheدوش
شومینهcheminéeشومینه
موکتmoquetteموکت
آباژورabat-jourآباژور
کاناپهcanapéمبل
پرده — ریدوrideauپرده

پوشاک

فارسیفرانسهمعنی
مانتوmanteauپالتو (در فارسی معنایش عوض شده)
کراواتcravateکراوات
ژاکتjaquetteژاکت
شالchâleشال
پالتوpaletotپالتو
مدmodeمد

خوراک

فارسیفرانسهمعنی
رستورانrestaurantرستوران
گارسونgarçonپیشخدمت (در فرانسه: پسر)
دسرdessertدسر
سسsauceسس
ژلهgeléeژله
بیسکویتbiscuitبیسکویت
املتomeletteاملت
کنسروconserveکنسرو

اداری، آموزشی، سیاسی

فارسیفرانسهمعنی
کنکورconcoursمسابقه (در فارسی: آزمونِ ورودی)
لیسانسlicenceمدرکِ کارشناسی
دیپلمdiplômeدیپلم
آبونمانabonnementاشتراک
آژانسagenceآژانس
بلیتbilletبلیت
سانسورcensureسانسور
کودتاcoup d’Étatکودتا
رژیمrégimeرژیم
پرستیژprestigeاعتبار

تلفظ: کجا فاصله افتاده

واژه‌ها وقتی وارد فارسی شدند، صداهایی که فارسی ندارد جایگزین شد. همین جدول در عمل یک درسِ کوچکِ تلفظ است، چون دقیقاً همان‌جاهایی را نشان می‌دهد که باید اصلاح کنید.

واژهدر فارسیدر فرانسهتفاوت
ascenseurآسانسور/asɑ̃sœʁ/مصوتِ خیشومی و /œ/
manteauمانتو/mɑ̃to/مصوتِ خیشومی
restaurantرستوران/ʁɛstɔʁɑ̃/خیشومی + /ʁ/ گلویی
bureauبورو/byʁo/مصوتِ /y/ که فارسی ندارد
garçonگارسون/ɡaʁsɔ̃/خیشومی، نونِ آخر تلفظ نمی‌شود

برای فارسی‌زبان‌ها

این صفحه برعکسِ بقیهٔ درس‌های این سایت است. جای دیگر می‌گوییم فارسی کجا شما را گمراه می‌کند؛ اینجا می‌گوییم فارسی چه چیزی به شما داده است.

و چیزِ کمی نیست. برآوردها از چند صد واژه حرف می‌زنند، و بیشترشان در حوزه‌هایی‌اند که یک زبان‌آموزِ تازه‌کار زود به آن‌ها نیاز پیدا می‌کند: خانه، پوشاک، غذا، اداره، پزشکی. هیچ کتابِ فرانسه‌ای که برای انگلیسی‌زبان‌ها نوشته شده نمی‌تواند این را به شما بدهد.

دوم: چند واژه در فارسی معنایشان جابه‌جا شده و اگر حواستان نباشد سوءتفاهم می‌سازند. این‌ها دوستانِ دروغین‌اند و دقیقاً به‌خاطرِ آشنا بودنشان خطرناک‌ترند.

واژهدر فارسیدر فرانسه
کنکور — concoursآزمونِ ورودیِ دانشگاههر مسابقه یا آزمونِ رقابتی
مانتو — manteauپوششِ بلندِ زنانهپالتو، هر کتِ بلند
گارسون — garçonپیشخدمتپسر (صدا زدنِ پیشخدمت با آن بی‌ادبانه است)
شانس — chanceبختبخت، ولی بیشتر «فرصت»
سرویس — serviceوسیلهٔ نقلیه، ظرفخدمت، سرویس

به سطرِ سومِ این جدول دقت کنید، چون خطای اجتماعی می‌سازد: صدا زدنِ پیشخدمت با «Garçon !» در فرانسهٔ امروز بی‌ادبانه است. بگویید «Monsieur» یا «S’il vous plaît».

استفادهٔ درست از این سرمایه: هر بار واژه‌ای دیدید که آشنا به نظر می‌رسد، به آن اعتماد کنید ولی تلفظ و معنایش را در دیکشنری چک کنید. حدسِ شما معمولاً درست است، و همان حدسِ درست سرعتِ یادگیری‌تان را چند برابر می‌کند.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

فهرستِ بلندترِ واژه‌های آشنا
فارسیفرانسهفارسیفرانسه
پاساژpassageدکورdécor
ژستgesteفامیلfamille
کافهcaféتئاترthéâtre
سینماcinémaآنتنantenne
رادیاتورradiateurپمادpommade
آمپولampouleسرمsérum
ویترینvitrineمبلmeuble
کلاسورclasseurشارژcharge
تیراژtirageمانورmanœuvre
اتیکتétiquetteکادوcadeau
چرا «مرسی» این‌قدر رایج است

merci از معدود واژه‌های فرانسوی است که در فارسی کاملاً جا افتاده و حتی از معادلِ فارسی‌اش هم پرکاربردتر است.

در فرانسه هم دقیقاً همین معنا را دارد. فقط یادتان باشد که پاسخش «de rien» یا «je vous en prie» است، نه چیزی که در فارسی می‌گویید.

واژه‌های این درس