préliminaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\pʁe.li.mi.nɛʁ\/

صفت

  1. آنچه پیش از هدف اصلی می‌آید و زمینه‌ساز آن است. (مقدماتی، اولیه)
  2. در مذاکرات، شرایط و توافقات کلی که پیش از پرداختن به جزئیات باید تعیین شوند.

اسم

  1. مقدمه، پیش‌درآمد، آنچه پیش از موضوع اصلی می‌آید.
  2. آغاز توافق یا تنظیمات.
  3. نوازش‌ها و معاشقه قبل از رابطه جنسی. (معاشقه مقدماتی)

مثال‌ها