précoce
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · اسم · /\pʁe.kɔs\/
صفت
که قبل از فصل میرسد، در مورد برخی میوهها یا سبزیجاتی که زودتر از همنوعان خود میرسند
توصیف گیاهان یا درختانی که چنین میوههایی میدهند
توصیف کودکی که ذهن یا بدنش بیش از سنش رشد کرده
توصیف ذهن چنین کودکی
توصیف چیزی که زودتر از معمول رخ میدهد
توصیف چیزی که زودتر از بقیه انجام میشود
اسم
کودکی که میتوان از او به عنوان دارای استعداد فکری زودرس یاد کرد
مردی که از انزال زودرس رنج میبرد
مثالها
Fruit précoce.
—
میوه زودرس.
Des cerises précoces.
—
گیلاسهای زودرس.
Des pêches précoces.
—
هلوهای زودرس.
Un cerisier précoce.
—
یک درخت گیلاس زودرس.
Un pêcher précoce.
—
یک درخت هلو زودرس.
Un abricotier précoce.
—
یک درخت زردآلو زودرس.
Mots liés
précocement
précocité
prématuré
précolombien
précompter
préconçu
préconçu
préconçue
préconisation
préconiser
précontentieux
précordial
précurseur
précurseur
prédateur
prédateur
prédation
prédécéder
prédécès
prédécesseur
prédestination
prédestiné
prédestiné
prédestiner
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی