plasma

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plas.ma\/

اسم

  1. بخش مایع خون یا لنف
  2. ماده در حالت پلاسما، حالتی متشکل از ذرات باردار (یون‌ها و الکترون‌ها)
  3. کوارتزِ عقیقیِ سبزِ علفی، بسیار نیم‌شفاف، با شکستِ صدفی. آن را «پلاسم» هم می‌نامند.

مثال‌ها