plastique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\plas.tik\/

اسم

  1. هنر بیان فرم و شکل (هنرهای تجسمی).
  2. تناسب اندام، شکل زیبا و ظریف بدن یک شخص (فرم بدن).

صفت

  1. مربوط به مدل‌سازی و قالب‌گیری (پلاستیک / شکل‌پذیر).
  2. مربوط به هنرهای تجسمی (هنرهای پلاستیک).
  3. چیزی که به دنبال بازسازی و تغییر شکل بدن است (جراحی پلاستیک).
  4. انعطاف‌پذیر، چکش‌خوار (نرم و شکل‌پذیر).
  5. چیزی که قدرت شکل‌دهی و فرم‌دهی دارد.
  6. چیزی که قابلیت شکل‌پذیری دارد.
  7. تغییر شکلی که پس از رفع عامل آن همچنان باقی می‌ماند (تغییر شکل پلاستیک).
  8. مربوط به زیبایی‌شناسی و ظاهر (ظاهری).

مثال‌ها