plastron

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plas.tʁɔ̃\/

اسم

  1. قطعه زره محافظ سینه
  2. تکه پارچه روی سینه لباس
  3. بالشتک چرمی شمشیرباز
  4. تجهیزات حفاظتی گیرنده
  5. تخته سوراخ‌دار برای نگه داشتن مته
  6. پیش‌بند حفاظتی
  7. بخش شکمی برخی جانوران
  8. بخش شکمی لاک لاک‌پشت
  9. کسی که آماج تمسخر است
  10. هدف تمرینی یا بازیگر نقش قربانی
  11. التهاب موضعی صفاق ناشی از آپاندیسیت

مثال‌ها