pilot

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pi.lo\/

اسم

  1. تیرک چوبی بزرگ برای شمع‌کوبی
  2. کپه نمک در نمک‌زار
  3. توده، کپه
  4. تکه پارچه کهنه برای تولید کاغذ

مثال‌ها