perruque

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pɛ.ʁyk\/

اسم

  1. کلاهگیس
  2. برگ و شاخه درخت
  3. پیرمرد چسبیده به تعصبات کهنه
  4. استفاده پنهانی از ماشین‌آلات کارخانه برای کار شخصی
  5. خط ماهیگیری درهم‌پیچیده
  6. بسته سیم فلزی برای جوشکاری

صفت

  1. قدیمی، منسوخ.

مثال‌ها