mutuelle
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
بانک یا بیمهای که تحت سیستم تعاونی یا متقابل اداره میشود. (بیمه متقابل، تعاونی)
در قرن ۱۹، مدرسهای که در آن دانشآموزان قویتر به دیگران کمک میکردند. (مدرسه همیاری)
صفت
مفرد مونث mutuel (متقابل، دوطرفه).
مثالها
Monsieur, on m’a appris à compter sur cet air-là à la mutuelle.
—
آقا، در مدرسه همیاری به من یاد دادند که با این لحن حساب کنم.
Mots liés
mutuellement
aide mutuelle
amicale
mutule
mwaka
myalgie
Myanmar
mycélium
mycète
mycorhize
mycorhize
myélite
myélosaccoradiculographie
myocarde
myocardite
myologie
Myon
myopathie
myope
myope
myopie
myosotis
myosotis
myotomie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی