emmotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.mɔ.te\/

Conjugaison du verbe emmotter

فعل

  1. احاطه کردن با توده خاک
  2. دادن تپه خاکی به قلعه

مثال‌ها