moucher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mu.ʃe\/

Conjugaison du verbe moucher

فعل

  1. فین کردن، بینی خود را پاک کردن.
  2. گرفتن فتیله شمع یا چراغ برای بهتر سوختن آن.
  3. خاموش کردن شمع با فشردن شعله آن.
  4. سر جای خود نشاندن، جواب قاطع دادن به کسی.
  5. (عامیانه) کشته شدن، به‌ویژه با شلیک گلوله.
  6. ساکت کردن کسی، دهان کسی را بستن.

مثال‌ها