لقبی که در گذشته به دهقانان داده میشد (دهقان / روستایی).
فرد سادهلوح و تا حدودی احمق (سادهلوح / احمق).
دیلم یا اهرم (دیلم).
جمع jacque به معنای دهقان شورشی (دهقانان شورشی).
جمع jacque به معنای لباس محافظ در قرون وسطی (نیمتنههای محافظ).
جمع jacque به معنای میوه جکفروت (میوههای جکفروت).
مثالها
Nous sommes de beaux Jacques, allez, de gratifier de plus de trois mille francs ce mauvais docteur là. […]. Qui tombe jamais malade ici ? […] Si on l'appelle c'est tout au plus pour le permis d'inhumer. — ما ژاکهای زیبایی هستیم، برویم، با دادن بیش از سه هزار فرانک به آن دکتر بد آنجا. […] چه کسی اینجا هرگز بیمار میشود؟ […] اگر او را صدا کنند حداکثر برای مجوز دفن است.
Aussi j'prends mes outils dans la serviette.
— Quels outils?
— Ben, mon jacques.
— Un jacques, me souffla Bob, c'est une pince-monseigneur.
— […].C'est au cas qu'on a mis le verrou à l'intérieur que j'me sers du jacques. Ça va vite. Deux, trois pesées.. — همچنین ابزارهایم رو تو کیف میذارم.
— چه ابزارهایی؟
— خب، جاکم.
— جاک، باب بهم گفت، یعنی دیلم.
— […]. وقتی قفل داخل باشه از جاک استفاده میکنم. سریع تموم میشه. دو سه فشار.
Le XIVᵉ siècle […] s’affaisse dans le sang avec les désastres de Crécy et de Poitiers, les excès furieux des Jacques et des Maillotins, les brigandages des Tard-venus, […]. — قرن چهاردهم […] در خون فرو میریزد با فجایع کرسی و پواتیه، افراطهای خشمگین ژاکها و مایوتنها، راهزنیهای تارد-ونوها، […].