intègre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\ɛ̃.tɛɡʁ\/

صفت

  1. که صداقت و درستکاری‌اش غیرقابل فساد است
  2. که در حالت کاملاً سالم است و آسیب ندیده

فعل

  1. اول شخص مفرد حال اخباری intégrer
  2. سوم شخص مفرد حال اخباری intégrer
  3. اول شخص مفرد حال التزامی intégrer
  4. سوم شخص مفرد حال التزامی intégrer
  5. دوم شخص مفرد امر intégrer

مثال‌ها