instillation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃s.ti.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. ریختن قطره‌قطره
  2. وارد کردن تدریجی اندیشه یا احساس در ذهن

مثال‌ها