infléchir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.fle.ʃiʁ\/

Conjugaison du verbe infléchir

فعل

  1. خم کردن، تا کردن
  2. تغییر دادن رفتار، سیاست یا تصمیم
  3. صرف اسم یا صرف فعل
  4. انحراف پرتوهای نور

مثال‌ها