gourmand
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · اسم · /\ɡuʁ.mɑ̃\/
صفت
- پرخور، شکمو، کسی که با ولع غذا میخورد
- خوشخوراک، کسی که از خوردن غذاهای لذیذ لذت میبرد
- حریص به لذتهای حسی یا مادی
- شاخههای نرک؛ شاخههایی از درخت که بیش از حد رشد کرده و شیره گیاه را میمکند
- ساقه رونده، استولون (در گیاهان)
- مورد پسند افراد خوشخوراک و شکمو
اسم
- فرد شکمو و پرخور
مثالها
- Un polisson gourmand. — یک ولگرد شکمو.
- Une caille, une grive gourmande. — یک بلدرچین، یک برفک شکمو.
- Il est gourmand de gibier, de fruits, de confitures. — او حریص شکار، میوه و مربا است.
- Un chanoine gourmand et jovial. — یک کشیش شکمو و شاد.
- Des lèvres gourmandes. — لبهای حریص.
- Gourmand d’honneurs, de louanges, d'avantages en nature. — حریص افتخارات، ستایشها، مزایای غیرنقدی.