froncer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fʁɔ̃.se\/

Conjugaison du verbe froncer

فعل

  1. چروک کردن با قرار دادن در هم؛ اخم کردن
  2. چین‌کردن پارچه با چین‌های ریز و فشرده

مثال‌ها