gripper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ɡʁi.pe\/

Conjugaison du verbe gripper

فعل

  1. به زیرکی چیزی را گرفتن یا ربودن، در مورد گربه و برخی حیوانات دیگر.
  2. دزدیدن، به چنگ آوردن مال دیگران.
  3. در اثر اصطکاک قطعات مکانیکی کند شدن یا متوقف شدن.
  4. بلوکه کردن؛ مانع شدن.
  5. چروکیدن، چین خوردن.

اسم

  1. ابزاری برای تقویت عضلات دست و ساعد.

مثال‌ها