foutre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · قید · صوت · /\futʁ\/

Conjugaison du verbe foutre

فعل

  1. (رکیک) گاییدن؛ تصاحبِ جنسی کردن
  2. کردن.
  3. قرار دادن؛ گذاشتن.
  4. کردن، کار کردن.
  5. / اهمیت دادن به، در نظر گرفتن (به ویژه برای تأکید بر نبود آن).
  6. / بی‌توجهی کردن یا کاملاً بی‌تفاوت بودن به موضوع یا شخص مورد نظر.
  7. مسخره کردن کسی. → ببینید se foutre de la gueule.

اسم

  1. ترشحاتِ اندام‌های جنسی؛ منی
  2. اسپرم

قید

  1. (قیدِ تأکید) اصلاً؛ به‌هیچ‌وجه (در جمله‌های منفی)

صوت

  1. (کهنه، رکیک) ندای شگفتی یا برای تأکید بر سخن؛ لعنتی!

مثال‌ها