figer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fi.ʒe\/

Conjugaison du verbe figer

فعل

  1. بستن، منعقد کردن، سفت کردن؛ (به‌ویژه روغن یا چربی) با سرما دلمه کردن.
  2. ثابت کردن، بی‌حرکت کردن؛ منجمد و تغییرناپذیر کردن.
  3. (مجازی) میخکوب کردن، خشک کردن؛ دربارهٔ کسی که ترس، شگفتی یا کمرویی او را در جا میخکوب می‌کند.

مثال‌ها