figement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fiʒ.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل سفت یا منجمد شدن
  2. عملی که به این نتیجه می‌انجامد
  3. وضعیت چیزی که سفت شده

مثال‌ها