figuré

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\fi.ɡy.ʁe\/

صفت

  1. شکل‌دار، دارای طرح
  2. سنگ‌های دارای نقش و نگار طبیعی (مثل فسیل)
  3. سنگ شبیه به موجودات یا اشیا
  4. رقص با الگوها و فیگورهای خاص
  5. پر از آرایه‌های ادبی، استعاری (مجازی)
  6. نشان خانوادگی دارای چهره انسان
  7. عناصر شکل‌دار و قابل رؤیت مایعات بدن زیر میکروسکوپ
  8. آراسته، توصیف‌شده

اسم

  1. نمودار، شکل گرافیکی

مثال‌ها