extrême

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɛks.tʁɛm\/

صفت

  1. منتهی‌الیه؛ در دورترین جا؛ واپسین.
  2. بی‌نهایت، شدید؛ در بالاترین درجه.
  3. دربارهٔ چاره‌ها: تند و پرمخاطره، که تنها پس از ناکامیِ همهٔ راه‌های دیگر به کار می‌رود؛ آخرین چاره.
  4. دربارهٔ تصمیم یا موضع: تند و پرمخاطره.
  5. افراطی؛ بی‌اندازه؛ آنکه همیشه به افراط می‌گراید.
  6. در ریاضیاتِ قدیم، در ترکیبی برای بخش کردنِ پاره‌خط به نسبتِ «میانه و انتها»، یعنی نسبتِ طلایی.

اسم

  1. نقطهٔ مقابل؛ ضد؛ دو سرِ مخالفِ یک چیز.
  2. در سیاست، گرایش‌های دو سرِ طیفِ سیاسی؛ چپِ افراطی و راستِ افراطی.
  3. در ریاضی، طرفین؛ جملهٔ نخست یا آخرِ یک تناسب.
  4. در منطقِ قدیم، یکی از دو حدِ قیاس، حدِ اکبر یا حدِ اصغر، در برابرِ حدِ وسط.

مثال‌ها