extrémités franches
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\eks.tʁe.mi.te fʁɑ̃ʃ\/
اسم
انتهای قطعات اسیدهای نوکلئیک دورشتهای بدون امتدادهای تکرشتهای.
Mots liés
extrinsèque
exubérance
exubérant
exubérant
exulcération
exulcérer
exulter
exutoire
eyra
Eyraud
F
F
fa
fab
fabagelle
fabago
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی