étourdir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.tuʁ.diʁ\/

Conjugaison du verbe étourdir

فعل

  1. با ضربه ناگهانی حواس را مختل کردن
  2. اذیت کردن یا خسته کردن
  3. تقریباً مست کردن
  4. مبهوت و گیج کردن
  5. درد را کاهش دادن یا بی‌حس کردن
  6. توجه را از رنج روانی منحرف کردن
  7. گوشت را کمی پختن

مثال‌ها