تمایل به تصمیمگیری و عمل با اولویت دادن به منافع شخصی به هزینه بقیه جهان به طور کلی یا دیگران به طور خاص
مثالها
L’histoire retiendra le préjudice causé […] Elle jugera sévèrement l’égoïsme borné dont firent preuve en la circonstance les classes possédantes ou du moins ceux qui les représentaient. — تاریخ زیان واردشده را به یاد خواهد داشت […] در این مورد، خودخواهی تنگنظرانهٔ طبقات مالک یا دستکم کسانی که آنها را نمایندگی میکردند را به شدت محکوم خواهد کرد.
C’était enfin une de ces âpres soirées qui arrachent à notre égoïsme une plainte stérile en faveur du pauvre ou du voyageur, et nous rendent le coin du feu si voluptueux. — سرانجام یکی از آن شبهای تلخ بود که از خودخواهی ما شکایتی بیثمر به نفع فقیر یا مسافر میکشد و گوشهٔ آتش را برایمان بسیار لذتبخش میسازد.
Cet enfant unique est d’ailleurs élevé très mal : un enfant gâté, dorloté, pourri d’égoïsme. — این تکفرزند هم بسیار بد تربیت شده: بچهای لوس، نازپرورده و غرق در خودخواهی.