échauffer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.ʃo.fe\/

Conjugaison du verbe échauffer

فعل

  1. گرم کردن، داغ کردن.
  2. برانگیختن شدید تا حد شور و خشم.
  3. گرم شدن.
  4. ایجاد گرمای بیش از حد بدنی.
  5. ایجاد تحریکی که گاهی به یبوست می‌انجامد.
  6. گرفتار شور فزاینده شدن.
  7. بیش از پیش برانگیخته شدن و بسیار زنده شدن.
  8. عصبانی شدن، بی‌صبر شدن.
  9. تغییر یافتن با آغاز تخمیر.
  10. تمرین بدنی پیش از ورزش برای پیشگیری از آسیب.

مثال‌ها